Webstats4U - Free web site statistics Personal homepage website counter
Free counter

وبلاگ blog" name="description">, Weblog, Daily, Writing, PersianBlog, persianweblog , Blog , Persian , Iran , Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs, وبلاگ, يادداشت روزانه, پرشين بلاگ , وبلاگ فارسي , وبلاگ ايراني , وب نوشت " name="keywords"> <#blogtitle#>

<#blogtitle#>


يك بوس كوچولو

يك بوس كوچولو



 

فراخوان مسابقه داستان کوتاه 

ویژه دانشجویان دانشگاه های ایران و دانشجویان ایرانی دانشگاه های خارج از کشور

معاونت فرهنگی دانشگاه شهید بهشتی و کانون نویسندگی خلاق معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی

شهید بهشتی ، افتخار آن را دارند که میزبان نخستین دوره مسابقات سراسری داستان کوتاه ویژه

دانشجویان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی داخل کشور و نیز دانشجویان ایرانی دانشگاه های

 خارج از کشور باشند.

علاقه مندان جهت کسب اطلاع از نحوه برگزاری مسابقه ، شرایط حضور و ارائه آثار

می توانند به طور مستقیم به پایگاه اطلاعاتی به نشانی

http://jdsb.ac.ir/match.php

و یا به طور غیر مستقیم به پایگاه اطلاعاتی به نشانی

http://jdsb.ac.ir

( معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی شهید بهشتی، کانون نویسندگی خلاق ) مراجعه نمایند.

مهلت ارسال آثار تا سی ام آذر ماه
سال جاری خواهد بود.

 موضوع داستان ها آزاد است و هر فرد با حداکثر سه اثر می تواند در مسابقه

شرکت نماید.

حضور آن گروه از فارغ التحصیلان دانشگاه ها که حداکثر یک سال از زمان اتمام تحصیل

آنها سپری نشده باشد، بلا مانع می باشد.


...

 

صدای پای تو که می روی

و صدای پای مرگ که می آید

دیگر چیزی را نمی شنوم


...



 

در گرانبار ترین نومیدی؛

بارها بر سر خود بانگ زدم :

هیچ ار نیست مخور خون جگر ؛

دست که هست ..

بیستون را یاد آر

دست هایت را بسپار به کار

کوه را چون پرکاه ؛ از سر راهت بردار

وه چه نیروی شگفت انگیزی ست

دست هایی که به هم پیوسته ست

به یقین ؛ هرکه به هر جای درآید از پای

دست هایش بسته ست

دست در دست کسی


...

 

در گرانبار ترین نومیدی؛

بارها بر سر خود بانگ زدم :

هیچ ار نیست مخور خون جگر ؛

دست که هست ..

بیستون را یاد آر

دست هایت را بسپار به کار

کوه را چون پرکاه ؛ از سر راهت بردار

وه چه نیروی شگفت انگیزی ست

دست هایی که به هم پیوسته ست

به یقین ؛ هرکه به هر جای درآید از پای


...

 

در گرانبار ترین نومیدی؛

بارها بر سر خود بانگ زدم :

هیچ ار نیست مخور خون جگر ؛

دست که هست ..

بیستون را یاد آر

دست هایت را بسپار به کار

کوه را چون پرکاه ؛ از سر راهت بردار

وه چه نیروی شگفت انگیزی ست


...

 

آری ز دل و دیده گرامی تر :

دست

زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان

بی گمان ؛ دست گران قدر تر است .

هرچه حاصل کنی از دنیا ؛

دستآ وردست

هرچه اسباب جهان باشد در روی زمین

دست دارد همه را زیر نگین

سلطنت را که شنیده ست چنین ؟

شرف دست ؛ همین بس که نوشتن با اوست

خوش ترین مایه دلبستگی من با اوست

در فرو بسته ترین دشواری ؛


...

 

آری ز دل و دیده گرامی تر :

دست

زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان

بی گمان ؛ دست گران قدر تر است .

هرچه حاصل کنی از دنیا ؛

دستآ وردست

هرچه اسباب جهان باشد در روی زمین

دست دارد همه را زیر نگین

سلطنت را که شنیده ست چنین ؟

شرف دست ؛ همین بس که نوشتن با اوست


...

 

آری ز دل و دیده گرامی تر :

دست

زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان

بی گمان ؛ دست گران قدر تر است .

هرچه حاصل کنی از دنیا ؛

دستآ وردست

هرچه اسباب جهان باشد در روی زمین


...

 

از دل و دیده گرامی تر هم

آیا هست ؟

دست


...

 

از دل و دیده گرامی تر هم

آیا هست ؟

دست


...